سودایـــی

کار جهان جز بر مدار آرزو نیست

به دنبال جایی...
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: سودایی در ماه

پلک های پف کرده به آینه دهن کجی می کنند. پودر هم انگار نمی پوشاند آنچه را که باید. کسی در اتاق نیست. من و صورت و آینه.

نقاب می زنم و تمرین لبخند می کنم. لبخند کج می شود، از لب ها می افتد.

تصمیم می گیرم به اداره نروم. در خانه اما نمی شود. دنبال جایی می گردم. می خواهم از خودم بزنم بیرون. دلم هوای پیاده روی می کند. این هــوای پیاده روی دوباره گلویم را می گیرد و به مــرز خفگــی می رساندم.

حوصله ی تعطیلات ندارم. آینه و نقاب و پودر را می گذارم و می روم.

به دنبال جایی می گردم.