سودایـــی

کار جهان جز بر مدار آرزو نیست

فُش
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سودایی

باز هم نیست شده. باز هم جواب هیچ زنگی را نمی دهد. انگار هیچ وقت نبوده. انگار زاییده رویاهای من بوده. کلافه ام.


اس های این باکس را مرور می کنم. اس هایم در سنت مسیج به او را مرور می کنم.

نیست. فُش می دهم. به خودم. فش می دهم به عادت می کنیم. فش می دهم به موبایل . به زنگ ها. باز هم نیست شده.

در این باکس فقط یک اوکی دارم به نامش. در سنت ها اما، کلی اس دارم به نامش. نام دیگری نیست! نیست؟! بقیه ی نام ها را پاک کردم! پاک کردم؟! یعنی من به کس دیگری، چیز دیگری نفرستادم؟! حتی یک اوکی؟ حتی یک سلام؟ یا کجایی؟ یا کی می رسی؟ یا بوس؟ یا سی یو؟ یا عزیزمی، عشقمی؟ یا دوستت دارم؟ دوستت دارم؟ دوستت دارم؟ یا دلتنگتم؟ یا ببخشید؟ ببخشید؟ ببخشید؟ یا قهری؟ یا شبت خوب؟ یا تولدت مبارک؟ یا ولنتاین؟ یا می فهمم؟ یا حق با توئه؟ یا چشم؟ چشم؟ چشم؟ یا خوبی؟ خوبی؟ خوبی؟ یا کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟

باز هم نیست. کلافه ام. فش می دهم. فش می دهم به خودم که پاک کرده ام. پاک کرده ام؟ فش می دهم به همه ی نام هایی که در سنت ها نیستند.

 باز هم نیست شده. فش می دهم. فش می دهم...