سودایـــی

کار جهان جز بر مدار آرزو نیست

از: من ، به: عادل جان
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سودایی

بیا

این بندها را 

باز کن.


رانده ای م،

به گنبدِ

همه

همیشه

زیر و بالاش

کبود.

 

خیالی نیست

من هستم!

 

گنبد کبودت

بالای سرم

جای دوری نمی روم

بگذار

چرخی بزنم

در این هبوط اجباری ت.

 

بیا

این بندها را 

باز کن!

 

شاید کنجی

شاید آرامی

عادل جان!