خوش به حال روزگار!

ای دل من، گرچه در این روزگار

جامه ی رنگین نمی‌پوشی به کام

باده ی رنگین نمی‌نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

/ 2 نظر / 24 بازدید
پريسا

سال نوات مبارك دوستم [ماچ]

مهیار

نرم نرمک می رسد اینک بهار! واقعاَ خوش به حال روزگار!