دود

"آمده ای شکایت کنی و به یکی چیزی را بگویی که دارد روحت را خراب می کند. می دانی جوابی براش نیست، اما باز باید بپرسی اش. این برای هر کسی که گاهی فقط یک خرده با خودش صادق باشد، پیش می آید. ...

برای همین می رود سراغ یکی، که پیش خودش خیال می کند سرنوشت خودش و دیگران دست اوست، و ازش می پرسد. با این که می داند جوابی ندارد. می پرسد، چرا چیزها هر چه خوب تر باشند، زودتر داغان می شوند؟ ..."

+ هنوز هم "نـیـمـه ی غایب" و "ویران می آیی" رو بیشتر دوست دارم.

+ به نظرم "لب بر تیغ" و "دود" تقریبا هم سطح اند.

/ 1 نظر / 19 بازدید
رها

اینو نخوندم. نیمه ی غایب رو وسط امتحانای یکی از ترمای دانشگاه خوندم و اصلن یادم نمونده چی بود موضوعش :))