Home sweet home -1

 در شهر خودمان انگار به سفر دوری رفته بودیم.

 از در که وارد شدم همه چیز سر جای خودش بود. مبل ها هنوز قدیمی و قهوه ای. مادر آب را تازه یخ انداخته بود و تلویزیون از جنگ در جایی خبر می داد.

 در خانه اما صلح بود.

خانه خوب بود با همه ی دردهایی که در کنج پستوهای آن پنهان کرده بودم.

چمدان که خالی بشود چاره ای نیست سراغ پستوها هم می روم ...

 

خانه خوب است...

 

 

 

+مادر یکی از فرشته های عالم بالاست روی زمین :*

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
رها

هیچ سقفی به اندازه سقفی که شبها موقع خواب می بینیش، امن نیست. هیچ بالش و پتویی، گرم و نرم تر از بالش و پتوی خود آدم نیست. اصلن هیچ جایی خونه ی خود آدم نمیشه :)