جایی حتی... !

این روزها به اسباب کشی فکر می کنم. به جایی حتی بی نام و نشان تر از این سودایی. جایی شاید خیلی نزدیک، شاید هم دور. کسی چه می داند؟ البته لطفش به این است که خودم هم هنوز خوب نمی دانم. جایی که اگر تو هم از سر اتفاق آمدی، نفهمی منم. همان منی که فکر می کنی بیشتر از من می شناسی. البته همه اش برای تو نیست. برای آدم های شبیه تو هم هست ... و بیشتر و پیشتر از همه برای خودم!

/ 2 نظر / 10 بازدید
هاجر

خوبه! این دور و برها، باید جایی باشد، جایی که فارغ از نگاههای آشنا و روشناها، جایی که بی دغدغه لو رفتن هویت ، خودت باشی... جایی که برای نوشته هایت، مجبور نباشی توضیح بدهی، جایی که کسی که تو را خواند، مدام نپرسد چت شده؟ چرا غمگین می نویسی؟ یا از چه شاد هستی؟ برای ما ها، ما هایی که نوشتن در این خانه های مجازی برایمان حکم مرهم دارد گاهی، باید جاهایی باشد بی نام و نشان...

نسا

سلام آرزو بانو.سال نو و وبلاگ نو مبارک.دوست دارم که می نویسی هرچه باشد غمگین وشاد! اسباب کشی به نظرمن تغییرو تازگی است چیزی که گاهی خیلی لازمش داریم.