مریض چطور است؟

دیروز رفتیم برای تمرین و خوردیم به درهای بسته ی باشگاه و بابا خیلی خوش حال، مستقیم به لواسان برد ما رو... بعد مدت ها مهمون دوست بابا و خانواده ی مهربونش شدیم.

دم در، موقعی که بابا و مامان داشتن کمک می کردن، من روی ویلچر بنشینم کارگر افغان عمو با زبان شیرینش، خیلی گرم با بابا احوال پرسی کرد و به من اشاره می کرد که:

- مریض چطور است؟ 

 این جمله را سه بار تکرار کرد و یک دقیقه ای طـول کشید تا همگی دریافتیـم مریض منم که پیــرمـرد مهــربان احـوالـم را می پرسد!

/ 1 نظر / 16 بازدید