کباب و کمپین

دخترک، تاب دیدن گوشت زخمی و خونی کبک را نداشت. کبکی که پدرش شکار کرده بود و حالا آورده بود تا با اهل خانه کباب کنند و بخورند. اشک های دختر کاک احمد، کاری با پدر کرد که پدر برای همیشه شکار را کنار بگذارد.

کاش خیلی ها به "کاک احمد" بپیوندند.

 

 

 

 

+ به گیاه خواری عادت ندارم ولی هیچ وقت نتوستم کباب قزال آلای خالداری که بابا به عشق من تو برگا می پیچه و میاره و با هیجان درست می کنه رو بخورم... اون قدر همیشه ازم دلخور شد که دست برداشت :)

 

/ 0 نظر / 13 بازدید