حالم آن قدر خراب است که دلم برای سلامی به آفتاب و آفتابگردان های سرحال عکس پست قبلی می سوزد... انگار زیر آفتاب داغ دوم تیر گـُر گرفته اند!

میان اول تابستان و جشن روشنایی با دوم تیر گاهی چقدر فاصله زیاد می تواند زیاد باشد و من یقین دارم که خوب تر از هر موجودی تو آگاهی از حالم.

حالم را خوب کن. رویم به سوی توست.

/ 1 نظر / 5 بازدید
رها

خب زندگی همینه. گاهی مرز بین خوشی و ناخوشیش کمتر از یه پست وبلاگی میشه . ولی خوبیش اینه که میشه امیدوار بود که به همین سرعت دوباره همه چی روبراه بشه . بعله میشه و حتمن میشه:)