ترسیده دوستت دارند

شک من به کلمات است. به زبان. به آنچه که حتی به کلام هم نمی آید.

شک من به من است. به تو. به "این" که جنسش جورِ من نمی شود آخر، حتی وقتی که دلهره دلم را هرررری پایین می ریزد و دستها، پاها، عضلاتم، همه ی وجودم سست می شوند. حتی وقتی که در فاصله ی دو بار شنیدن زنگ تلفن همراهم با تنی که جانی ندارد به تعلیق می روم.

شک من به زبان است. به آنچه که حتی به کلام هم نمی آید...

می دانم! شاید تو دوستم بداری، آنگاه که لخته ای، آنگاه که در گوشه ای دور، آنگاه که نباتی شاید!!!

/ 3 نظر / 11 بازدید
ماني مسيحا

بابا جون به خدا خودم دوست دارم... ميخواي نبات باش، ميخواي قند باش، ميخواي شكر باش!!! اصلا ت خودت قند و نباتي، شكلاتب،آبنباتي!!!! خوب شد؟؟؟؟؟

behnood

آخ که این چه به دل نشست! [گل]