Home sweet home-3

- به خانه برگشتم، در کنج خودم نشستم و چقدر خوش حالم که مامان دست هایم را می گیرد، تنها نیستیم و هم را داریم.

خدایا هزار بار شکر :*

 

- از استرس انتخاب شدن و ماندن در تیـم، پیش از اردوی قبلی و انتخاب شدن و ماندن در تیم و در این اردویی که دیروز تمام شد چقدر فاصله بود! انگار که سالی!

از نگرانی ها، بیم ها و امیدهای ماندن تا ادامه دادن و چگونه برگشتن چقدر فاصله است...

 

- خانم دکتر مدام مثال احمد رضا طالبی را تعریف می کند و به هدف گذاری و بهترین، بهترین و بهترین عملکرد تأکید می کند و من درست همان وقت که نباید وسط حرف ها و راهنمایی ها، به بغض های لعنتی خودم فکر کردم! خدایا شکر که تاریک بود و شب ... خدایا بهترین ها را نصیب همه کن.

 

+ دوست دارم احمدرضا طالبی را پیدا کنم و یک دل سیر پای حرف هاش بنشینم.

+ دیروز گفتند که دوباره می بینم تو را، حتمن تو خواسته ای. هر بار ایمـانم قـوی تر می شود به تو، که از دل من خبر داری.

/ 4 نظر / 20 بازدید
رها

ها ای طالبی کی بیده ؟ :) اوم زندگی همینه. فاصله بین بیم و امید، خوشی و ناخوشی، اگرچه به اندازه ی دره ی عمیق به نظر می رسه، اما موقعی که اتفاق می افته به اندازه چشم برهم زدنیه . باید منتظر قسمت های خوش ماجرا بود:) بعله:)

آذرمی دخت

سلام دوست عزیزم، ببخشید که با تاخیر پاسخت را دادم، نه من متاسفانه به کره سفر نکرده ام، ولی از آنجایی که بسیار به سئول علاقه مندم تصمیم دادم مهمانی کره ای دعوت کنم تا این امکان برام فراهم بشه که بتونم به سئول برم [لبخند][گل]

سهیلا

سودایی عزیزخوشحالم که برگشتی. همش میگفتم چرا نمینویسی