یک روز دوباره با طفلی

اما خب هر سی دقیقه، نکته ای که می دانستیم را یادآوری کردند و دست بر قضا خبرهای غیر قابل پیش بینی هم پیش آمد که ایشان را تا آخرین دقایق هراسان کند و به خاطر تماس های مکررشان با رئیس چهارم جهت بله قربان و این حرف ها، ماجراهای خاطره انگیز و شادی پیش آمد!

الحق که این تفریحات یک روزه، بعد از یک روز خستگی خب، روزمان را گاهی خندان کرد.

 

 البته نباید فراموش کرد تماس های پی در پی و خنده ی بی جا مانع کسب است، به همین دلیل کم کم، فرار را بر قرار ترجیح دادیم.

/ 2 نظر / 12 بازدید
پریسا

خوشحالم برای همه خنده هاتون :)

رها

روان شادی را با کشی تجربه کنید ! :))) خانوممممممممم چه قدر اذیت کرده این طفل بیش فعال :)