حال در آینده!

چه وحشتناک است حال آدمی که تلاش می کند که یاد بگیرد در حال زندگی کند و آخرش بفهمد این بار ترس از یاد نگرفتن حالش را ضایع کرده است... او (هراس آلود) نمی داند در آینده آیا می تواند یاد بگیرد در حال زندگی کند...

/ 5 نظر / 12 بازدید
رها

خب دوست جان این مرض شایع است و نگران نباش:) همه ی ما نگران آن آینده نا آمده هستیم و این نگرانی به زییایی حال ما را ضایع می گرداند ! بیا با هم تمرین کنیم خب ! از دل خوش کنکهای کوچک لذت ببریم و حال را دریابیم و قال را :)

گیسو

من خیلی وقته در حال زندگی میکنم. درگیر دو اصطلاح "حالا که شده..." و "بیخیال" شدم. وقتی فکر میکنم چرا ... به دو دلیل می رسم، اینکه تاب تحمل خیالات آینده رو ندارم و دیگه اینکه توان بازبینی گذشته رو خارج از لیست توانایی هام می بینم... نمیدونم ... شاید هم در بند زندگی در زمان نباشم!! نمیدونم این یکی ممکن هست یا نه ... اما مدام اون اصطلاح دوست داشتنی، اون تیکه دیالوگ عزیز فیلم "انجمن شاعران مرده" توی ذهنمه: "کارپه دی یم" ... "بیخیااااااال آرزوی مهربان :)

فاطمه

سلام نوشته های درخور ستایشی دارید موفق باشید آرزوجان

مهیار

سلام بانو نگفته بودید! البته من هم متوجه نشده بودم! حالا باید در سیر پیچ و خم تو در توی این شبکه هزار توی جهان گستر به شکل اتفاقی وبلاگتان را کشف کنیم؟! به هر حال درباره این مطلبتان می خوام عرض کنم که بنده هم تقریباَ تمام عمر را در اضطراب و فکر خیال این آینده مبهم گذرانده ام هرچند بارها و بارها این پند حضرت خیام را شنیده بودم که: از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن فردا که نیامدست، فریاد مکن بر گذشته و نآمده بنیاد مکن حال خوش باش، عمر بر باد مکن اما افاقه نکرد! این اواخر اما مطلب بسیار ساده و به نظرم اثر گارتری را دوستی برایم نقل کرد از مرحوم حسین پناهی که گفته بود: "این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم؟" واقعاَ کدام بود؟! جلوی ضرر را هر کجابگیریم منفعته. پس تلاش کنیم.[چشمک]